دیشب داشتم میخوندم  یعنی از روز قبل شروع کردم دیشب تموم شد 

البته عینکی نیستم ولی دوست داشتم که عینکی باشم چون عین این خانم دکتر های ریزه میزه میشم 

دیروز تفریح داشتم  ( موبایل بازی خخخخ ) ( تلویزیون نگاه نمی‌کنم باور کنید.....  نمیدونم چرا موقع کنکور دوست داشتم نگاه کنم و همش احساس میکردم فیلم جالب داره میذاره😑

تفریحم از اتاقم بیام بیرون بعد یه گشتی در خانه بزنم و بعد از آن پای درس به قول یه نفر استراحت کردناتم عجیبه خخخخ یا یادمه برای کنکور استراحت  کردنم  برنامه ریختن بود .... 

کنکور که هر چی بهم میگفتن بیا بیرون بیایند بیرون اصلا مگه من گوش می‌دادم  نمیدونم کار خوبی کردم نکردم ( همیناست که حالمو بد می‌کنه)

اینکه چقدر عذاب خودم دادم :(

آخرشم چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!


ولش کنم  امروز که یک نمره الکی الکی حافظه بسیار با هوشم غلط نوشتم یک نمره هم میان ترم میشم ۱۸ یک نمره هم اضافه می‌کنند استاد عزیزم مهربون واقعا خیلی خوب نکه میخواد یک نمره اضاف کنه نه کلا خیلی خوبه ( اون یه نمره فعال بودن و جواب دادنام هست نه هیچ چیز دیگه) 

ولی دوست داشتم بیست بشم آخه من خونده بودم ..

یادمه اون موقعا میگفتم نه استراحت بهت میدم تازه بیرون هم حق نداری بری( گفت وگوی خودم با خودم ) بعد از صبح تا شب یادمه تا سه شب میخوندم بعد نتایجم بهتر شد ولی خوب چه فایده الان  دیگه !!!!!

من موندم کی می‌رسه که بگم راضیم از خودم از همه چیز:) 

زمانی دیگه 

ناراحت نیستم ..... دیگه اگه یه نفر یه چیز گفت اشک تو چشمام جمع نمیشه وقتی میرم نگاه می‌کنم  برنامه هامو اشک تو چشام جمع نمیشه  

این روزا نمیدونم چرا فازم کنکوری شده؟ ولی خدا رو شکر میکنم خیلی از خاطرات کنکور  رو فراموش کردم شایدم خودمو زدم به فراموشی .......


این روزا اگه بر میگشم که دوست ندارم دیگه هیچ وقت برگردم  روحیه مو  حفظ میکردم این روزا خیلی مهمه ((((( حفظ روحیه )))))