دیدم اگه همین جوری پیش برم  شاید دیگه خیلی بد تر بشه روحیه ام و نتونم اون جوری که میخواستم موفق بشم.


جالب اینجاست که هر وبلاگی که میرفتم  تولد بود و خب من تا میخواستم نظر بذارم یه لبخند هم میومد کنار نظرم  :)

یا وبلاگ دلی که می نویسد رفتم  همش پر از خنده و انرژی مثبت بود .

وبلاگ اقا امیر 

وبلاگ لیمو جون

وبلاگ خنده کده 

و وبلاگ های دیگه ( اگه یادم رفت اشاره کنم وبلاگ بقیه دوستان)

همه وبلاگ ها خوبن و من از این بابت خوشحالم که هنوز وبلاگ های که روحیه ادم رو عوض کنند هستن :)

پایدار باشین😉


داشتم جک میخوندم  .

یادم موقع سوتی های خودم اومد .

تازه امتحان داده بودم میخواستم تاکسی بگیرم برم خونه  قبلش همش ذهنم درگیر درست بودن و نبودن سوالات و استاد بود  حالا اومدم پول بدم به آقای راننده تاکسی  معمولا وقتی بخوام پول بدم میگم: آقا ،،، بفرمایین  ( در کل صدام هم آروم هست  چند بار باید بگم :(  مخصوصا تو شلوغی )  اومدم بگم،،،،،،، گفتم استاد بفرستین  یعنی اونجا  میخواستم محو شم خخخ آقای راننده کجا و استاد کجا !!!!

یه بارم  نمیدونستم پول ندارم خب کارت داشتم آقا تاکسی گرفتم  همین که اومدم سوارشم فهمیدم پول ندارم  ،،، به راننده نمیدونستم باید چی می گفتم ( راننده نمیدونم خشن بود یا اروم نگاه به چهرهش نکردم ) گفتم ا ببخشید میاد دنبالم خخخ و فرار کردم 😂😂 ،،، تو این موقع گرما باید میرفتم پول میگرفتم و بعد دوباره تاکسی :(  من خودمم نفهمیدم کی میخواد بیاد دنبالم که اینو گفتم 😂😂😂

یه بارم میخواستم به یکی از بچه ها بگم از وقت مرده برای زدن تست قرابت و ارایه استفاده کن ،،،  خب ولی اشتباه تایپ شد دقت کردین که وقتی می‌نویسین چند تا کلمه اون بالای کادر میاد  ،، نوشته شد از وقت مردن استفاده کن یعنی خودم و خودش داشتیم می خندیدیم  از وقت  مردن  😁😁😁 نه خب منظورم ( بحثِ ز گهواره تا گور دانش بجوی 😎) بود .



+ تصمیم رو  گرفتم  و قطعی ! 

صحبت کردم و جمع بندی صحبت ها ، و این چند روزم تو تنش بودن بین خودم  ...

ولی تصمیم رو گرفتم  بالاخره .

ممنونم که کمک کردین و همراهی 😊

و باید ببخشید اگه موقعی خیلی غمگین شدم  و شما ها رو هم  با خوندن مطالبم ناراحت کردم ...

امیدوارم که موفق باشین و خوشحال😎