دیشب بود  خواب دیدم  یه گوشه نشسته بودم  ناراحت ،، یادم همه خوابم نمیاد فقط یادمه یه نفر ازم سوال کرد ناراحتی ؟ گفتم : نه ،،

بازم تکرار کرد ....

گفت ناراحتی  ؟ گفتم : نه یعنی آره  بعد خواستم بزنم زیر گریه.... گفت بشین  میخوام یه چیز بگم ، یادم نمیاد چی بهم گفت دقیق   فقط تا جایی که بهش فکر میکنم و یه کوچولو یادم میاد ، مفهومش این بود که میدونی خدا هم با گریه کردن تو ناراحت میشه !!!!!! 


ندای درون میگه دیگه دلیل از این بالاتر ،


+ یه استاد داشتم آدم پخته و تحصیل کرده بود ( نه به خاطر اینکه این حرف رو زد نه همه قبولش دارن ولی نمیدونم چرا این حرف رو بهم زد و به من گفت ؟؟؟؟) بهم گفت : ارزش خودت رو بدون ارزش تلاشت و هیچ وقت خودت رو دست کم نگیر به خاطر نرسیدن  ،، یه نفر ارزشی نداره ولی اعتماد بنفس داره ولی یه نفر ارزشش بیشتره خیلیییی ولی خودش باور نداره ... 


داشتم متن بچه ها رو میخوندم واسه نتایج ، یه نفر نوشته بود من فلان رشته ( اسم نمی برم) قبول شدم همونی که میخواستم😍 


بعد من با خودم گفتم یعنی یه روز میرسه منم بگم منم رسیدم به همون مقطعی تحصیلی ک میخواستم و همون چیزی که میخواستم ...


+ برنامه مخصوص بچه ها که بهش رمز میدم ( درسی هست:) )