یه روزی هست بهش میگن روز اول دیدن دنیا 🌈☀⛅🌞...

روز حس کردن و شروع اتفاقات خوب و گاهی ناخوشایند 

روزی که بزرگ میشی و بزرگ تر ..

گاهی از ته دل میخندی  و خودت تعجب میکنی که این خنده های تو هست ...

گاهی از ته دل گریه میکنی جوری که چشمات دیگه نای گریه کردن نداره...

روزی که میگی« ما مان» روزی که میگی« با با» :) ( با فاصله خونده بشه😀)

روزی که بزرگ میشی و مدرسه میری،،، دبستان ، راهنمایی ، دبیرستان ....

و حالا اینجا  ،،،،  آرام اینجاست و دلش جای دیگر ... شایدم نه ! گاهی به زنده بودن دلم شک دارم 😑 مگر دیگر دلی هست برای هدف و آرزو تپیدن 👀 هدفی که دیگر نیست ، هست ولی دیگر نیست !

یه جمله همش تو ذهنمه اینکه:

آیا ارزشش رو داره برای هدفت اینکار رو با خودت بکنی ...؟

و بازم هیچ جوابی نیست دیگر هیچ جواب نیست .. 

دلم برای کودکی ام تنگ شده برای اینکه عروسکم👶 رو بگیرم و براش لالایی بخونم 💜

 باهاش  از صبح تا شب حرف بزنم 🎈

 ، دستش رو بگیرم ببرمش بیرون یا  اینکه وقتی از تاریکی میترسیدم   😢 سریع  محکم بگیرمش بغلم!

دور از هر غصه و غم ...

این قسمت رو میذارم ،،،، چند کلمه برای خودم :

از حق نگذرم ، موقعیت های خوب و شاد هم بودن تا الان  ،  سوتی هایی که دادم خخخخ   اشتباه گرفتن دانشجوی دکترا یعنی ترم آخر داروسازی   با دانشجوی ترم سه خخخ  که تازه ناراحتم بودم که چرا یادش نیست و راه حل های درسی اش رو نمیگه ، در واقع فکر کردم میخواد اذیت کنه خخخ یا استاد بفرمایید 😀  یا آدرس دادن 😁  و موارد ها دیگه که حضور ذهن ندارم😐 

به جز اینا خب لحظات خوب هم بود اینکه مریض ها هوامو داشتن و ازم تشکر میکردن و کلی انرژی خوب میفرستادن 🎈

بعضی استاد ها و افرادی که هیچ وقت بابت کمک هاشون و راهنمایی های خوبشون فراموش نمیکنم از استاد و دکترا  چه داخل و چه خارج از کشورگرفته چه  از دانشگاه تهران چه دانشگاه آزاد  تا کوچک ترین فردی که صحبت کردم  و آرزوی موفقیت برام کرد:) 

چه اونایی که هستن و چه اونایی که رفتن برای تک تک شون و تک تک تون ( بله خود شما😎) آرزوی موفقیت، خوشبختی و اینکه هیچ وقت هیچ چیز حسرت دلتون نشه !!!!! لبتون خندون😀

شادی ها و اذیت کردن های داخل خونه 😄 البته اکثرا تو خونه آرومم 😃

ترسناک ترین🙀

موقعی که کیفم رو کولم بود و داشتم میرفتم یهو پسری( از بخت بد من  نمیدونم از کجا پیداش شد ) پشت سرم ظاهر شد  و   اینحوری گفت :😕 میخوای کیفت سنگینِ برات دست بگیرم ؟  ،،، منم که کیفم هم پول داخلش بود هم کارت هام و هم کتاب های عزیزتر از جان خخخ  و گفتم دیگه تموم شد الانه که بدزده ببره 😨😨😰😰😱😱😲😲😧😦😥😷  ول کن هم نبود 😓😓😓  منم هیی تند حرکت میکردم اون ریلکس😬😬😬 و دوباره جمله تکرار 😨

 ولی چی فکر کردین آرام دختر زرنگی هست البته اگه هول نشه 😎 فکر کردم 😕 و دستپاچه هم شده بودم  😥 که یهو یه خانومه دیدم که اون طرف خیابون هست  منم رفتم همراه  خانومه و نتونست بیاد فقط اون لحظه ضایع شدنش رو خوشم اومد 😄😃😄😃😀😁😆😅 زورش گرفته بود خخخخخ  تا دفعه دیگه دختر مردم رو نترسونه ، جمله که هزار بار گفتم:  اگه خواهر خودشون که بود پسر رو تا حد مرگ زده بود که نای رفتن نداشته باشه😑

پر انرژی ترین 

وقتی که  مریضه بهم گفت تو کارت عالیه و میتونی :) پست قبلا در موردش گذاشتم !

غمگین ترینش

وقتی غم هام رو هم جمع شده بود و یهو بغضم ترکید و کلی گریه کردم که حتی دیگه نمی تونستم کنترلش کنم و اینکه چقدر ضعیف شدم 😑😑😑😑  البته غم  گریه ها و چشمانی که التماسم میکند دیگه گریه نکن !

استرس آور ترین

موقعی که امتحان  داشتم که گفتم دیگه تجدید شدم ولی کامل شدم 😎 البته استرس آور کلا امتحان مخصوصا اونهایی که سخته 😨

خنده دار ترین

یادم نمیاد ..

صحبتی با اینده :

اینو مینویسم برای اینده ای نه چندان  دور و نه چندان نزدیک !

اول اینکه امیدوارم تا دو سال دیگه  انرژی داشته باشی💪

نمیدونم چه جوره وضعت ولی امیدوارم دیگه گریه نکنی دیگه غصه نخوری و بیخیال نشده باشی !

آروزی موفقیت در درس هات برات دارم و امیدوارم به خود باوری برسی تا اون موقع :)

سالم باشی و هیچ ووووقت مریضی رو دیگه درک نکنی !!!!!!!

لبت خندون باشه و حواست به خودت هم باشه آرام 😍 

 سلامتی و حس خوبی رو ارزومندم🙏