امشب رو نمیدونم بتونم برم احیا یا نه ...

شاید قسمت من شده فقط یه شب ..

همون که هر روضه ای میخوند اشک بی اختیار  از چشمام میمومد که نمیتونستم کنترلش کنم...

تو هر جز و هر قسمت از جوشن کبیر تو هر قطره اشک اسماتون رو آوردم ...

اسم های بعضی هاتون یادم رفت دیگه کلی گفتم آخه هر چی فکر میکردم اسماتون اون  لحظه یادم نمیومد..

# یه خواب دیدم ...

قبل ترشم خواب دیدم که.... هیچی ،،، بهش فکر نمیکنم فقط راضی ام که اون لحظه حس آرامش داشتم ..

برای سلامتی و عاقبت بخیری همه دعا کنید :)

التماس دعا ..

*فقط یه جمله خیلی برام ناراحت کننده هست و هر بار به خودم میگم مهم نیست این بود که هر بار که یه حرفی زدم و کسی جوری حرف زد که ناراحت شدم یا یه موضوع پیش اومد که باز ناراحت شدم قلبم شد هزار تا تیکه که معلوم نیست هر تیکه اش کجاست میدونی خدا ، خیلی چیزا رو که می بینم قلبم درد میگیره مثل همون قلب دردی که چند روز پیدا کردم ..

نمیدونم چم شد که تا با یه حرف ، میزنم زیر گریه ...

تو که خدا میدونی 💜

بنده ات حساس شده و هر چی نشد باز میندازه گردن نرسیدن به هدفش و اشک از چشماش میاد..

خدا میشه بارون بیاد ، میشه مثل همون موقع ها که گریه میکردم بارون میمومد و به خودم میگفتم ببین خدا هم ناراحت ..

#میخوام از اینجا برم ، اینجا هم مثل واقعی بعضی حرفا  باعث گریه کردنم میشه ..

آره درسته من رشته ام خوب نیست ولی تا حالا مغرور نبودم .. 

خودم بودم سعی کردم کسی رو ناراحت نکنم ،،،

ولی یه روز هم من هم نتیجه زحماتی که کشیدم و نتیجه اش رو ندیدم ، یه روز میبینم ..

خدا وعده داده :)

# پست آخر باشه ..

اگه حرفی هست بگین :) 

ناشناس هم قبول 🙂

اگه اذیت شدین دیگه شرمنده ،جز اینجا فعالیت مجازی دیگه ای ندارم ...

راستی ناشناس zz ازتون خبری نیست و هم چنین اون یکی ناشناس که کنکوری هست و خواننده خاموش که هنوز یه نظر هم نذاشته اگرچه من ناراحت نبود و نیستم که جز خواننده هام بودی یا بودین ، حس کنجکاوی هم اوایل داشتم ولی دیگه ندارم امیدوارم موفق باشید همگی تون !