کاش شادی هام مثل پست هام بود همین جوری ، یهویی پر از حس خوب :)

وقتی نگاه میکنم ، احساس میکنم حتی حال بلند شدنم ندارم ولی خب باید یه جورایی خودمو گول بزنم !

اگه پست شاد میدارم فقط برای حال خوب ، حس خوب و شادی هست ، قبل از اینکه قضاوت بشم میگم ،،،

وبلاگ نویسی ؛

یه بلاگر که یه کوچولو شیطون هست اما تو دلش هزارتا حرفه برای گفتن .. وبلاگ نویسی رو چند سالی هست شروع کردم با یک هدف ،،، ارزوم بود اگه می رسیدم به خیلی ها کمک میکردم ، متاسفانه نشد و این موضوع خیلی دوام نیاورد و شد این وب ! با آدم های مختلفی صحبت کردم خیلی ها مثل ابحیم بودن و دلم براشون خیلی تنگ شده مخصوصا  سه چهار  نفر شون که همیشه آبجی صدام میزدن :) و دوست داشتم دستاشون رو بگیرم و کمکشون کنم حتی یکشون  ، عید جدید رو تبریک گفت ولی هنوز خبری ازش نیست  و ندارم دیگه... وب نویسی خوبی که داره میشه حرفای خوب ، عادت های خوب رو جمع بندی کرد و یاد گرفت ، اینکه من بتونم از تجربیات کاری ، زندگی ،، که باعث بشه من به موفقیت نزدیک تر بشم خودش خیلی خوبه :) 

گاهی بعضی حرفا تکون دهنده هست برای شروعی دوباره ! 

اگرچه من زیاد قهر میکنم 🐤 و گاهی خجالت میکشم بعد که برمیگردم ، میگم این چه رفتنی هست ... ولی بعضی مواقع هم میگم با خودم میرم و دیگه هیچ وقت نمیام ...

 همه  مون جز یه عضو هستم اونم بیان به نظرم باید بهم احترام بذاریم ، خط قرمز های هر فردی رو رعایت کنیم و برای بهتر شدن حال یک دیگر تلاش کنیم این بهترین کاری هست که یه وبلاگ نویس در کنار روزمرگی های که می نویسه میتونه بهش عمل کنه .

نمیدونم چقدر وبلاگم جا افتاده ولی میخوام بگم هر فردی نقض های داره ، هیچ کس کامل نیست اینجا مجازی و واقعی نیست ...! ولی سعی کردم خودم باشم اگرچه منم داد میزنم گاهی دعوا هم کردم پس اینقدر  هم اروم نیستم...

و در آخر تشکر از دعوتی که شدم و اینکه مرسی که همتون هستین 😎