داشتم کارنامه های قبلمو نگاه میکردم ، برنامه ریزی هام و به این فکر میکردم دقیقا اشتباه چی بود!

علت افت ام چی بود ؟؟

و حالا دارم به این فکر میکنم علت اینکه دلم ، قلبم حس میکنه نمی تونم یا نمیدونم نمیشه چیه ؟ احساس میکنم قلبم سیاه شده ، یه در ِِ محکم بسته رو تموم باورام ،،،

هر چی بخوام جمله انرژی مثبت بخونم ، گوش بده نیست گاهی میگم نکنه طلسم شدم خخخ البته اولش خوبم ، حس خوب میگیرم بعد یاد کنکور ، یاد نشدن ، یاد چرا نشد ، اینکه نمیشه ، اینکه اینجور شد ..

البته بگم همش تقصیر کتابه که دارم می خونم هست ، گفتم که اگه یه کتاب در رابطه با شکست و این جور چیزا بخونم ،  یه ذره بهتر میشم ولی بعدش بدتر میشم ....

هیچ شور و شوق آنچنانی ندارم یعنی هیچی خودم گاهی تعجب میکنم 😶  گاهی میگم فکر کنم آرام پر از انگیزه ام مُرده برای خودم مُرده... 

ولی دوست دارم زنده بشه و زندگی کنه :) شاید یه ذره دارم جلو میام ولی مثل بچه های کوچولو که می ترسن و تا مطمئن نشن حرکت نمیکنند ، شده و نمیخواد حرکت کنه ! و من از این حرکت نکردنه میترسم ...

اینکه الان میخوام این راه رو  یعنی یه ذره موفق شدم ولی قلبم رو هنوز نتونستم بهش بفهمونم :( 

نتونستم بفهمونم تو مگه چند سالته که فکر میکنی نمیشه :/ 


#شاید نوشتن این موضوع بهم کمک کنه !