به این فکر میکنم :

1- ادامه تحصیل بدم و استاد دانشگاه و هیئت علمی و حداقل حقوقم 9 تومن باشه و در نهایت با یه نفره هم ازدواج کنم « بدون هیچ اغراقی اصلا دوست ندارم پزشک یا همکار و هم رشته و اصلا شاخه علوم پزشکی باشه دوست دارم شاخه مهندسی درس خونده باشه :) » جدیدا بیان میکنم عجیبه D:البته نه که بده حالا دو تا پزشکی خوبه ولی دو تا پرستار واقعا سخته !

2- دوباره کنکور و پزشکی بخونم ، یه چیزی بگم نه من توهم پزشکی دارم و نه هیچ چیز دیگه فقط من این چند سال افسرده افسرده شدم چرا که من اونقدر تلاش کرده بودم و اوضاع درس ام عالی بود اما خب سر جلسه همه چیز برعکس شد و هنوزم که بهش فکر میکنم میخوام گریه کنم... اگه اینقدر برام مهم نبود و به خاطرش تلاش نکرده بودم میگفتم نکردم پس حقی هم برای افسوس خوردن ندارم!

هنوزم سر هر کار پزشکی و درمانی میرم میگم چرا نتونستم و بارها خیلی ها بهم گفتن که تو استعدادش داری ، این جور جراحی و تخصص ها رو و دوست داری ما میفهمیم که میگیم .. بخون و پزشک بشو !

خیلی از اینهایی که میان باورش برای خودمم سخته اونقدر متفاوت نیستن حداقل گاهی اطلاعاتشون از ما کمتره عملی منظورمه بیشتر  حتی تئوری هم همین جور ..

البته حقوقش هم فرق داره 150 میلیون شاید باورتون نشه !!!!

#

جدا از اینا ،،، احساس میکنم خسته شدم ، دوست دارم تموم بشه و یه زندگی معمولی اما پر از آرامش شروع کنم:)

احساس میکنم این چند سال تموم شد و  انگیزمو گرفت اصلا همون روز نتیجه ها همه چیز تموم شد نه الان ..!