قالب رضا نوشته هایم 💜 :: آرامم کن:)

آرامم کن:)

۶۳ مطلب با موضوع «نوشته هایم 💜» ثبت شده است

آخرین پست ناشناس


داشتم نظرات پست های قبلیم رو می خوندم این نظر دیدم :) 

اسم وبلاگت آرامم کنه اسمتم آرام ولی تو دلت غوغاست کمی به دادش برس آرومش کن 


اولین نظر جالب بود برام،،، ولی ناشناس !

میخوام این پستم اخرین پست ناشناس گونه ام باشه چون میخوام وبمو برای مدت طولانی تعلیق کنم  و نوشته هامو بنویسم تو دفترچه یادداشت یا اصلا کلا ننویسم... ،،،چون دیگه حالمو خوب نمیکنه ، بعد از اینکه بچه ها انتخاب رشته کردن و نکات رو گفتم و هم چنین یه پست به عنوان پستی که باید خیلی وقت پیش منتشر میشد ، بذارم :)


پ.ن: راستی خیلیاتون رفتینا ،،، چرا آخه ؟

# اصلا خواستین یه نوشته به عنوان یادگاری برام بذارین اگه دوست داشتین:)

  • ۱۵ 💜
  • ۱۸ نظرم

    من دلم تنگه ... خونده نشه !


    +حتی دوست ندارم بگم ...

    -بگو تا خالی بشی !

    +احساس میکنم دیگه هیچی ندارم ، سردرگمم ،،،، اینکه چی باید بخوام ، اصلا چقدر وقت دارم ، میرسم ؟ عقل و دلم یکی نیست .. 

    -چی میخوای ؟

    +از یه طرف ، نرسیدم به هدفم ، نرسیدم به نتیجه زحمتام ، زدم خراب کردم خودم ..از یه طرف دیگه دلم یه زندگی آروم میخواد ، که دیگه فکر نکنم که چی شده و نرسیدم اما من از هر دو جا انگار که جای ندارم !!!! خسته ام دیگه نمی تونم برای همه چیز نگران باشم 😢 بدنم خسته هست خودم میفهمم ، خودم میدونم چقدر از هر جهت داغونه دیگه توانایی نداره ...  دوست دارم از اینجا برم،،،،کاش میتونستم بورس بشم حداقل فقط ذهنم برآب یه چیز کار میکرد نه بخواد همه چیز رو با هم بخواد هماهنگ کنه !

    -هنوز که چیزی نشده .

    + حالم خوبه ولی تا فکر میکنم داغون میشم که چی میشه آخرش ؟ نمیدونم کدومش درسته ؟ وقتی موقعیت های پیش میاد و قبلن آرزوش رو داشتی ولی حالا معلوم نیست چی بشه حالمو بدتر میکنه اصلا چرا عقل و دلم یکی نیست ؟

    -آخرش میدونستم همین شکلی میشه 

    +به نظرت چرا من همون پنج سال پیش نمُردم؟ فکر کنم دیگه ظرفیت ندارم نمیکشم ... دیروز هم خواب دیدم دارم میمیرم تا وسط های راهم تو خواب میدونستم دارم میمیرم ولی چرا گفتم نه چرا گفتم یه فرصت دیگه چرا تو خوابم نخواستم ؟ چی تو این زمین مگه هست ؟؟ دیگه نخواستم هدفمو نمیخوام دیگه هیچی نمیخوام هیچی ، دیگه هیچی آرزویی و رویایی ندارم .. 

    - تو فقط یه چیز رو میبینی !

    + من نرسیدم به هدفم درست ، ولی بس ِِ ، من دیگه دل ندارم ! وقتی فکر میکنم ممکن از یه جهت دیگه هم بشکنم دیگه هیچی نمیخوام هیچی ِِ هیچی .. چرا خالی نمیشم ؟ احساس میکنم هزاران حرف دارم برای گفتن هنوز ..

    -آروم باش 

    + میدونی وقتی فکر میکنم دیونه میشم 😑 که دارم همه چیز رو از دست میدم !

    #شک میکنم که چرا اینجا هستم ..

    بیا بی بهونه برگرد :)


    وای دیروز حالم افتضاح خراب بود ... وقتی فکر میکنم،،، امید به زندگیم ،فقط برای دو سال هست :// خدایا خودت کمک کن مخصوصا اون خوابه که دیدم ..

    **

    سر کیس( عمل ) بودیم و من کلا حالم گرفته به قولی داغان و همه پرسنل از جمله جراحان گرامی 😀 شوخی میکردن که حالم عوض بشه :)) 

    اصلا بعضیا فقط موج مثبت هستن ! من کلا فکر کنم منفی ام ولی نمیدونم چرا زود همه باهام گرم میگیرن و احترام میذارن و هوامو دارن ؟ 😶 تازه همش هم بهم لبخند میزنند ؟ 

    نگو که یه لحظه حواسمو نبود داشت پرسنل کار انجام میداد و یادم میداد نمیدونم یهو چه مرگم شد لبخند زدم البته با داشتن ماسک هیچی تا آخرش گفتم نکنه فکر کنه من یه فکرایی دارم 😑 میخواستم همونجا دهن باز کنه زمین برم داخلش :( 

    ولی فکر کنم حواسش نبوده یا فهمیده چه سوتی دادم ولی  هیچی نگفت خخخ

    +++

    اینقدر خوشم میاد ازم تعریف میکنند بعد اونایی که چشم دیدن ندارن ، حالشون گرفته میشه😍 تا عبرت گیرند و درصدد حال گیری من نباشن 😒

    فکر کنم نیاز به تشویق دارم تا یه ذره حالم بهتره بشه از بس به نرسیدن فکر کردم حالم داغون شده ..


    #چرا من موج مثبت نشدم ؟ :(

    تنها دو تا چیز حالمو خوب میکنه :

    بستنی + گریه کردن ..

    میدونستید بعد از گریه کردن در بدن یه ماده ای ترشح میشه برای اینکه احساس آرامش کنید و دیگه گریه نکنید ! مال من فکر کنم دیر فعال میشه مثلا دو ساعت گریه میکنم بعد حالم خوب میشه ..


    بی بهونه برگرد ای حال خوب :)

    ##قاطی پاتی نوشته شد 🎈


  • ۸ 💜
  • ۸ نظرم

    تو که دل ما رو بردی💜


    +عین لشکر شکست خورده چرا هستی ؟

    -هیچی ..

    +نه بگو ببینم ؟ دلت رو کی بُرده ؟

    -بگو دلت رو چی بُرده ؟

    +خب

    - داشتم به این فکر میکردم چه فیلد رو انتخاب میکردم مثلا قلب و عروق و نوروسرجری ، چشمی ، زیبایی و پلاستیک و ...

    +راستش رو بگو 😅

    -به این فکر میکردم من هیچی بلد نیستم و هیچی نمیشم ..

    +شوخی بود دیگه ؟ 😐

    -نه ، حس درس ندارم ، مطالعه .. 

    +واقعا اگه رسیده بودی همه چیز حل بود ؟

    -به جان خودم حل بود :) الان که فکر میکنم آره ! حداقل از فرط خستگی فقط به یه چیز فکر میکردم تموم شدن درس و آزمون دادن . اصلا همین که سر عمل خودم به تنهایی برم کلی هیجان انگیز برام :) اصلا عشق میکنم چیه فکر میکنند به خاطر اسم دکتر نه واقعا همین که هر مریضی میاد یه لبخند داره بعضی مواقع هم شوخی باهام میکنند  و بعد هم تشکر ، اصلا اینا به کنار کلی بی خوابی میکشی عشقه:)  احساس میکنم ساخته شده بودم برای اینکارا .. تازه دیر هم ازدواج میکردیم اصلا کی ازدواج میکرد !

    +عقلت سالمه ؟ 

    -نه به خدا احساس میکنم کم کم دارم دیونه و افسرده میشم :(

    + ...

    -وقتی به خیلی چیزا فکر میکنم میگم من به چه امیدی زنده ام ؟:/

  • ۸ 💜

    شک میکنم 🎈




  • ۱۱ 💜

    یه ذره تِم عاشقی 💜


    +عاشق بشی چه شکلی میشی ؟

    -نمیدونم 😐

    +خب بگو دیگه ..

    - :|  ،،، فکر کنم دستام بلرزه بعدم قلبم بیام تو دهنم و اینکه لپام قرمز که نه صورتی میشه!

    +وای چه رمانتیک 😍😍

    -خدا شفاء ت بده 


    # خدایا من یه بار شکست خوردم واسه هدفم دیگه توانایی اینکه یه بار دیگه بشکنم اونم از نوع متفاوتش ندارم .. یا عاشقم کن یا از فکرم بیرون کن میشه ؟ میشه خواهش کنم ؟

    میشه یه ذره دعا کنید ؟از آینده نامعلوم میترسم

    @عاشقی را بندگی کن  ،،،،،،، نمیدونم چرا این اومد تو ذهنم  :/

    پ.ن: مجهول الحال کجایی دختر ؟



  • ۲۳ 💜

    چیه که هنوز تو دلم مونده ...


    +تو دلت چیه ؟

    -نمیدونم ولی هر چی هست اون آرامشی که باید داشته باشمو ندارم :/

    +کمتر اهنگ غمگین گوش بده که  خودت رو داغون کنی !

    - وقتی گوش میدم یاد تموم لحظاتی میوفتم که چرا نتونستم ... نتونستم خودم باشم ! یعنی من خوب درس نخوندم ؟ اگه بهتر میخوندم بهتر میشدم مگه نه ؟ اگه بیشتر تلاش کرده بودم عین آدم درس خونده بودم بیشتر ، میتونستم !

    + خب نشده چرا اذیت میکنی .......! تقصیر تو نیست که نشد ..

    -چرا بوده ..

    +تو این چند سال این همه اذیت کردی خودت رو ، بسِ می فهمی کافیه !

    -تصمیم خودم رو گرفتم دیگه برام مهم نیست ، که بقیه چی میگن اصلا بگن دیونه شده ، مغرور ، جواب رد میده و ... میخوام فقط به یه چیز فکر کنم .

    +باز برگشت خونه اول

    -نمیدونم چرا این زمان لعنتی زود نمیگذره ... منتظرم فقط تموم بشه !

    +به حرف هیچ کس گوش نده :| خب ؟



    #بغلم کن که دلم خواب عمیق میخواد ..

    پ.ن یک ساعت بعد از نوشتنش این پست هنوز شک داشتم که انتشار بدم یا نه بعد خوابیدم تا بعد از خواب ببینم چی میشه ..

    یه خوابی دیدم که مُزدم و زنده شدم ،حالا خوبِ مثل خواب های قبلیم دستام نمی‌لرزید از شدت ترس و نگرانی( جدیدان هم اینجوری شدم نمیدونم چرا ؟) ...


    پ.ن: یه مدت پست ها حالت خونده نشه پیدا میکنه !

    #خدایا من از نرسیدن  ، واهمه دارمممم...

    گریه کنم ، دل ندارم ....!

    داد بزنم ، نا ندارم ...!










    دختر هم دخترای قدیم😂


    داخل واحد بودم ، پیاده شدم تا پول رو با کارت حساب کنم ، کارت کشیدم خطا داد ،،، کیف پولمو از تو کیفم برداشتم که پول بدم ، چاره ای نبود ...

     آقاه برگشت گفت چند نفر ؟ گفتم یک نفر  

    +پس اهل بیت چی ؟ ( نیمه گم شده 😅) 

     - گفتم ندارم 😶

    +خب پیدا کن 😂  جلو اون همه آدم !

    پول و دادم و رفتم ، منو میگن تو پیاده رو نیشم باز بود و خنده ام گرفته از اینکه اهل بیت رو چی کار کنم خخخ

    همش خندم میگرفت ، با خودم می گفتم همین رو کم دارم فقط 😈😃

    فکر کنم دیگه وقتش خخخخخخخخ  ( شوخی )

    اگه دوستام فهمیده بودن که هیچی میگفتن آرام :) 

    دیگه خواهشا جواب رد نده یا دعا نکن که نیان خواستگاریت ! 

    ارامممم ایشالا عروس میشی من میدونم ببین خدا هم داره با واسطه نشونه بهت میده ..

    منو روانی میکردن 😐

    آرام چی شده تا چند روز پیش که همش درس :/ 


    #خحالتم نکشیدم 😀 دختر هم دخترهای قدیم ----> اینو بهم میگفتن کمتر بخند ، ذوق مرگ نشو اینقدر 😍 حالا کو تا نیمه گمشده ؟

    پ.ن: عکس هم گذاشتم یه ذره شوخی کنم 💜

    پ.ن: خدایا منو به راه راست هدایت کنD: میخوان گولم بزنند ، نذاریا خخ

  • ۲۰ 💜
  • ۱۷ نظرم

    تو ... نخونید بهتره !


    +میدونی دلم میخواد سوار مترو بشم و همین جوری فقط بره هیچی مقصدی نداشته باشه !

    -..

    +خیلی وقتِ دارم به این فکر میکنم مقصدم کجاست ؟ دلم گرفته :( همش سعی میکنم به روی خودم نیارم ...!

    -شبیه  این پرنده های زخمی شدی ، تو قفس گیر کردن ، هی بال میزنند ولی فایده ای نداره ..

    +:(

    -فکر میکنی نمیشه ؟

    +نمیدونم تو اعماق قلبم هیچی حس نمیکنم ، هیچ امیدی برای رسیدن ندارم ...

    -نکن اینکار رو با خودت ! مریض میشی ، بدن تو مگه چقدر میکشه ؟ اینا رو می فهمی ؟ چرا عذاب میدی خودتو ؟ اصلا مقصر تو ، دنبال راه حل بگرد ..کی میخوای بپذیری ؟ 

    +نمیخوام بپذیرم ،،،،،،،،یعنی نمی تونم بپذیرم .


    ***

    -خوشم میاد محل ندادی به دکتر ِِ ولی بد هم ضایع شدیااا خخخ

    +مهم نیست! مهم اینکه باور داره کارم خوبه من میفهمم :) دیگه با سوخت و ساخت ، ولی خوب تخریب کلامی و عملی شد 😹 گناه داشت تلافی نکنه ..

    -از دست تو !

    + حوصله خم و راست شدن جلوشون رو ندارم البته بعضی هاشون واقعا باهام خوبن اونا به کنار، بعضی ها کلا فازشون رو لبخند هست :) شاید از حس مثبتی که دارم و شاد و با لبخند هستم :) 


    #بیا بشکن در این خونه رو ، اما به دلم دست نزن !

  • ۱۵ 💜

    پنجره را باز کن ، شاید پرواز کنی !


    یکمی از خاطرات را بگم !

    #سر عمل بودم و ترس داشتم  که نکنه چیزی رو خراب کنم ولی وقتی داشتم کارم رو انجام میدادم یه آرامشی خاصی داشتم نمیدونم چرا ؟ راحت بودم 😐  براتون بگم قبل از من یه مرد داشت کمک میکرد به آقای دکتر سر کِیس ( همون عمل ) ، یهو نمیدونم چی میشه،،، دکتر میگه زود باش 😑 داشتم با خودم می گفتم باید سرعت عمل داشته باشم که یهو اینجوری نشه که بعد گریه کنم !

    من رفتم سر عمل :)  سریع وسایل ها رو مرتب میکردم دکتر هم شلخته خخخ ، یه لحظه نمی تونست چندین وسیله رو تو دستش نگه داره براش نگه داشتم و دیگه پرو شده بود میگفت باید اینو بگیر 😈😁 اینو بردار 😶 ولی نمیدونم خونسردی دکتر بود یا من ، اصلا انگار نه انگار تو فیلد جراحی هستم .

    یا اون لحظه که گفت هر وقت گفتم این ابزار رو بردار با یه تکه گوشت بود ، میگم رو ندم پرو میشن هی ایراد بگیرین .

    ولی دید بلدم اینقدر اجازه این کارا رو داد وگرنه میگفت کنار وایسا ... فقط یه دونه سوتی دادم خخخ یه لحظه هم  همموون هول شدیم دست هممون رفت رو میز جراحی اون لحظه دیدنی بود 😂 هیچی بهم نگفت .

    اخرشم تشکر کرد و منم هیچی نگفتم ، نمیدونم چرا :/

    از این دکتر پیرا نبود 28 داشت ...

    خیلی خوشحال بودم تونستم کمکی بکنم  به مریض کلا کارم خوب بوده 💜ساعت اولیه حس عالی داشتم بعد اومدم ، تو تختم گریه کردم ... به این چرا من جای این رزیدنت ها نیستم  ، من که حتی بیشتر بلدم .. چرا نشد و اینا ..

  • ۱۸ 💜
  • ۲۰ نظرم