آرامم کن:)

۴ مطلب با موضوع «چالش:)» ثبت شده است

چالش شماها:) پارت چهار

رومی زنگی:)

یه جمله هست میگه رومی رومی یا زنگی زنگی ولی برام جالب بود که نوشتی رومی زنگی نمیدونم منظورت تناقضی هست که میبینی یا نه همین جوری انتخاب کردی؟منظورم اینکه با فکر و هدف این کلمه رو انتخاب کردی.

خیلی وقتا پست هات رو خوندم خب گاهی نظر گذاشتم گاهی هم نه ، ولی از تو پست هات میتونم تردید رو یه ذره ببینم ، اینکه آدم بخواد خودشو وقف بده زمان میبره اینکه بپذیره زمان بره!

وقتی  از گذشته می نویسی ، برای مثل این میمونه که تازه این اتفاق افتاده اونقدر که حالت حال نوشتنت داره.

از خودت بگم خب دختر باتجربه ای هستی🤗 سن پست هات با خودت به نظرم میخوره حتی یه میشه گفت بیشتر هم و اینکه تلاش دوباره کردی و هدف داری هنوزم برام دوست داشتنی هست و باعث شد دنبالت کنم و سعی کنم وقتی وبت روشن شد سریع بیام بخونم پست هات رو :)

امیدوارم موفق باشی 🌷


ماجده:)

آخه فسقلی چی من به تو بگم ؟:/ البته حق داریا الان فسقلی هستی باعث میشه حساس باشی :)  وقتی یه عکس تو وبت گذاشته بودی دیدم گفتم چقدر فسقلی ، کوشولو هست این دختر 😚 بامزه 😍

اینکه درس هم میخونیاا اوکی هست کارت 😎 بچه نبینم باز بنشینی گریه کنیااااااااا🙄 یه نی نی که گریه نمی کنه 😐😶 

برو صفا سیتی😂 خوش بگذرون چرا اینقدر حالت گریه داری تو اخهههه😷 دختر مهربون ولی فوق العاده به نظرم حساسی ولی دوست داری قوی باشی اما نمیدونم چیه که اجازه نمیده قوی باشی!

دوست دارم وبت شاد باشه پر از رنگ های شاد :) 

آخر کارم کی گفتی قلب تو یخی هست ؟ هان😠

در ادامه سه نفر دیگر :)

  • ۱۱ 💜
  • ۱۶ لبخند :)

    چالش شماها:) پارت سه


    یسنا:)

    برام دقت نظرت جالبه به موضوعاتی دقت میکنی که من تا حالا بهش فکر نکردم به نظرم این دقت نظر خیلی میتونه کمک بهت کنه اما زیادی هم شاید گاهی اذیت بشی !

    پست هات نشون دهنده دختر شیطونی هستی 😉 البته  پست های اولت طنز هست خخ مخصوصا ورودی 94 ها و یا اون که نوشتن کَندنِ چمن های پارک ، نامه هم که به برادرت (موقع سربازی)  نوشتی هم آخرش بامزه بود 😅

    اهل مطالعه هستی به نظرم بچه درس خون 😎 بعضی حسرت ها شاید داشته باشی نمیدونم حالت توقع مانند از خودت !

    امیدوارم به چیزی یا چیزایی که میخوای برسی :)

    وابستگی پیدا میکنه به آدم ها به کسایی که دوسشون داری یا دوستات هستن و بگم منم همین جوریم شاید بروز ندم ولی زود وابسته میشم ...

    دوست دارم جای آبجی بزرگم باشی وقتی اون روز نوشتی آرام نریاااا   دوست داشتم میومدم تو بغلت گریه میکردم 💜 

    اگه چه خیلی صمیمی باهات نیستم ولی شاید این پست باعث بشه صمیمی تر بشیم . اینکه یه آبجی بزرگه داشته باشی خیلی خوبه :)

    دیگه اینکه از این دخترا که خودشون هم میگیرن نیستی و گاهی اوقات هم پست هات بامزه میشه :))

    یه چیز بگم از پست هات سنت کمتر میخوره 😃

    لبت خندون باشه و منو هم زیاد دوست داشته باش😂

    در ادامه سه نفر دیگر 😎

  • ۱۷ 💜
  • ۱۲ لبخند :)

    چالش شماها :) پارت دو


    #پارت دو 

    تذکر حتما پ .ن ها رو بخونید !

     آمانیتا :)

    امانیتا جانم ، با اون اسم خوشگلت که میدونم 💜 

    از وقتی وبت رو خوندم خیلی خصوصیات مشترک رو بین خودم و خودت دیدم :) 

    اما تو قوی تر و مصمم تری ،برای رسیدن و من خوشحالم که کوتاه نمیایی و میجنگی 👊 من مسیرم یه ذره تغییر کرده خب زمان میبره ولی بهت بگم کوتاه بیا نیستممم 😎

    نحو صحبت کردنت در واقع  برخوردت هم برام جالبه که شبیه هستیم مخصوصا تو پست جدیدت خواستگار😅 

    حس خوب از پست هات میگیرم به نظرم اهداف خیلی بزرگ تری داری حتی بزرگ تر از اون چیزی من و بقیه بخوایم تصورش کنیم ( شیطون راستشو بگو 😂) و خوشبختم که باهات آشنا شدم ، بازم میگم تو افتخار پدر و مادرت هستی :))

    وقتی بهم پیام میدی یا میدادی ، پر از حرفای بود که دوست داشتم و دارم بشنوم بار ها پیامت رو می خوندم و می خونم مخصوصا یه پیام برآن خیلی وقت پیش ها گذاشتی حتی باهاش گریه کردم خیلی دوست دارمممم که حالمو میفهمی💜💜💜💜

    از تو کامنت و پست هات مشخص مسئولیت پذیری برای خودت و دیگران نمیدونم تو خونه خیلی کمک کنی یا نه ولی اینجوری حس کردم ، دیگه برات خودت مهمه یا بهتر بگم هدفت تا بهش نرسی ول کن ماجرا نیستی و من این امانیتا رو دوست دارم بهش میگم امانیتای جنگجو😎 بعضی مواقع هم حساس میشی مثل دفعه قبلی ... ولی تو باید قوی باشی یعنی به قول خودت قوی باشیم :)

    راستی قلب بنفشم خودت ببشتتررررررر 😍

     و در ادامه دو نفر دیگر 

  • ۱۱ 💜
  • ۹ لبخند :)

    چالش شماها:)


    آرامم:) وبلاگ نویس وب ارامم

    نمیدونم که کدوممون اول همدیگه رو دنبال کردیم  ولی هر کی دنبال کرده ازش تشکر میکنم ^__^ اوایل تصور خاصی ازت نداشتم بعد کم کم فهمیدم خیلی احساسی هستی و قلبت پر از محبت ِ، تکبری تو صحبت هات ندیدم ، شاید تو نوشته ها یه دختر غمگین به نظر بیای که با هیج کسی دوست نیست و نمی تونه محبت و مهربونی رو ببخشه نمیدونم چرا این حس بهم دست داد ... ولی من دیدم تو ، قلبت پر از احساس ِ ، پر از لطافت :)

    به نظرم دوست داشتنی هستی خیلی :)))))) 

    زودتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم ، باهات دوست شدم :) 

    من میدونم تو میتونی بجنگی و پیروز میشی این رو میتونم حس کنم ، فقط باور بیشتر تو لازمه !  البته بگم وبت رو دوست دارم اگرچه گفتم نرسیدن ها میتونه متفاوت باشه ولی من شده با نوشته هات گریه کردم تو قدرت فوق العاده تو نوشتن متن داری ، متنی که از دلِ ، تاثیرش بیشتر از یه دنیا هست:)  دوست دارم ادامه بدی و حتی تصور اینو میکنم که یه روز اینا بشن یه کتاب خوش رنگ و  احساسی 💜

    قالب وبت رو اگه میتونستی یه رنگ خوشگل بهش بدی ، مثل رنگ زندگی زیباتر میشد :) اون عکس دختر که منفجر شده هم یه جوریه ... آدم می ترسه خخخ

    من هنوز یادمه که قرار شده بهم یه هدیه بدیااا و اینکه بگم نمیدونم چرا دوست دارم تو ، اگه شد توی جشن فارغ التحصیلیم باشی 😍 میای ؟ اگه جور شد تا اون موقعه ؟؟؟؟؟ 


    آقای امیر :)


    پسری مودب و من تا حالا ندیدم جوری رفتار کنی که  آدم ناراحت بشه! 

    همیشه رعایت کلمه ها رو میکنی و این با توجه به این سن کمی هم که  داری برام جالبه 

  • ۱۲ 💜
  • ۲۵ لبخند :)